محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
600
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
نمىشود . برخى نيز اين بند را به معناى نماز خواندن در شب و روزهگرفتن در روز دانستهاند ؛ اما معناى نخست كاملتر و شاملتر بهنظر مىرسد . ( فأخذوا الرّاحة بالنّصب ) اندكى سختى به خود داده و مدت زمان درازى راحتى جان را خريدند . ( و الرّيّ بالظّمإ ) نفسهايشان به حرام گراييده ، ولى آنان خود را از آن بازداشته و خداوند در برابر به آنها هرچه را مىخواهند داده است . ( و استقربوا الأجل ) همه مىدانيم كه گريزى از مرگ نيست ؛ ولى هيچ كس نمىداند كى و كجا مىميرد . پس هر كس آرزوهاى دراز داشته باشد ، مرگ را به فراموشى سپرده و از آن غافل مىشود و هر كس از آن بهراسد خود را برايش آماده مىكند ؛ مانند كسى كه مارى را در تعقيب خويش مىبيند و يا آتش در نزديكى خانه و پيراهنش مىسوزد . ( ثمّ إنّ الدّنيا دار فناء و عناء و غير و عبر فمن الفناء أنّ الدّهر موتّر قوسه لا تخطئ سهامه و لا تؤسى جراحه يرمي الحيّ بالموت و الصّحيح بالسّقم و النّاجي بالعطب آكل لا يشبع و شارب لا ينقع ) روزگار به شكلهاى گوناگونى ضربه مىزند : خستگى و رنج ، اندوه و غصه ، بيمارى ، تهىدستى ، از دست دادن آشنا و دوست و . . . هيچ يك از تيرهاى دنيا به خطا نمىرود و هيچ يك از زخمهايش مرهم نمىگيرد و آخرين تير آن مرگ است كه گريزى از آن نيست . ( و من العناء أنّ المرء يجمع ما لا يأكل و يبني ما لا يسكن ) شايد پرسيده شود كه چه ايرادى در اين كار است و مگر از گذشته نگفتهاند كه : ديگران كاشتند و ما مىخورديم و ما مىكاريم تا ديگران بخورند و مگر هر كسى فقط بايد براى خودش زندگى كند . در پاسخ گفته مىشود كه امام عليه السّلام درباره كسى مىگويد كه ثروت اندوخته و آنان را براى وارثان نهاده و خود به آخرت خويش و منافع عمومى